چند روز پیش، پیامکی از دوستی قدیمی که مدتها از او خبری ندارم رسید؛ با این مضمون که فلانی شما را دعوت کرده از اپلیکیشن Path استفاده کنید. این را من در لحظه چندان جدی نگرفتم، در واقع چون نه می‌دانستم Path چیست و نه می‌دانستم این آدم چطور ناگهان بعد این مدت به این شکل عجیب ظاهر می‌شود. به هر جهت، امروز شخصا در تلگرام با من تماس گرفت و بعد از احوال‌پرسی و باقی ماجرا - که خوشحالم انقدر شعور داشت که بی‌مقدمه سر اصل مطلب نرود - من را به استفاده از Path دعوت کرد. می‌گفت شبکه‌ای اجتماعی است برای قسمت کردن زندگی با خانواده و دوستان نزدیک و برای هر فرد، به طوری که  محدودیت ۱۵۰ دوست برای هر نفر در نظر گرفته شده؛ از صفحات تبلیغاتی هم خبری نیست. در انتها گفت: «امیدوارم مثل اینستاگرام ناز نکنی».

این حرفش، اشاره‌ای داشت به نظری که در مورد اینستاگرام در فیسبوک داده بودم، مبنی بر اینکه از اینستاگرام متنفرم. بله؛ واقعا هم متنفرم و علتش این است که تمایلی برای قسمت کردن تک‌تک لحظات زندگی‌ام با دیگران را ندارم. این جنون رایج برای رنگ‌ کردن لحظات زندگی با یک فیلتر عکس و دیده شدن را، اقلا من یکی نمی‌فهمم. من، هر چه بخواهم به دوستانم، آنهایی که فکر می‌کنم لحظات من برایشان مهم است می‌گویم، یا عکسی می‌فرستم، اما راستش را که بخواهید، نمی‌فهمم چرا باید از تمام مسیر عکس گرفت. بگذارید خاطرات کمی بیرون بمانند. فراموش کنید و فریب دوربین را نخورید؛ لحظات واقعا آن گونه که فیلترهای اینستاگرام به تصویر می‌کشند جذاب نیستند، کیک‌ها و قهوه‌ها به آن اندازه وسوسه‌انگیز و خوشمزه نیستند.

ما در خانه‌ای ساخته‌شده از دیوارهای شیشه‌ای زندگی می‌کنیم؛ دیگران را دعوت می‌کنیم که نگاهی به زندگی ما بیاندازند و رد شوند. اما من، مذبوحانه تلاش می‌کنم دیوارهای شیشه‌ای را رنگ بزنم، مبادا درونش برای همگان هویدا شود، من از چشم‌های خیره می‌ترسم. راستش را بخواهید فوبیای چشم‌های خیره دارم. شاید وقتی خودم عکس‌هایی را با مخاطبان محدود و دوستان نزدیک به اشتراک می‌گذارم، در حال نقض این اصل هستم؛ چرا که اگر آن عکس در اینستاگرام بود احتمالا اکثرا همان‌ها علاقه به دیدنش داشتند و لایک می‌کردند، اما به هر جهت، به این شکل خیالم راحت است که تنها کسانی که خودم می‌خواهم را به دیدن اتاقک شیشه‌ای ام دعوت کرده‌ام. [می‌دانم که می‌شود private بود؛ اما باز هم تمامی حلقه‌ی followerها مخاطب هر عکس نیستند]

(عنوان از آهنگ radiohead به همین نام، در آلبوم Amnesiac)